تبلیغات
                                                                                  خدای بزرگ است اهورا مزدا                من کوروش                پادشاه جهان,شاه بزرگ                شاه نیرومند                شاه چهار گوشه جهان                پسر کمبوجیه, نوه کوروش, نبیره چیش پیش, شاهان بزرگ, شاهان انشان, از تبار پادشاهی جاودانه, آنکه پادشاهیش را خداوند دوست می داشت.                آنگاه که من آشتی خواهان به بابل اندر شدم, مردم گامهای مرا به شادمانی پذیرفتند.                سربازان بسیار من دوستانه اندر بابل گام بر میداشتند, نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این سرزمین وارد آید.                من برده داری را بر انداختم                درماندگیشان را چاره کردم, فرمان دادم همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارد                من همه شهرهای ویران را از نو ساختم                همه نیایشگاه های بسته را گشودم                همه مردمان آواره را به جایگاه خود برگرداندم                خداوند بزرگ از کارهای نیک من خوشنود شد                بشود که دلها شاد گردد.                نبشه کورش بزرگ پادشاه ایران-بابل 538 پیش از میلاد                                                                             e-mail: sshetaban206@gmail.com دستی که خاتم بوسید - مزیت رقــــابتـی چیست؟
دستی که خاتم بوسید
کارگران نیروی محرکه چرخهای صنایع جهان هستند. حمایت از جامعه کارگری حمایت از تولید کننده و مصرف کننده است.

بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 2 آبان 1388

برگرفته از مقاله "رقابت‌پذیری بین‌المللی"، مهندس نصیرزاده، مجله فراز، شماره ۶و۷:

 

سابقه تاریخی امر به قرن هیجدهم می‌رسد. در آن زمان، در اقتصاد كلاسیك، تئوری

 

مزیت نسبی برای تشریح تفاوت بین اقتصادهای مختلف ارائه شد:

 

آدام‌اسمیت اصطلاح "مزیت مطلق" را به كار برد و منظورش این بود كه هر كشور

 كالایی را صادر میكند كه با كمترین هزینه تولید میكند. او در كتاب ثروت ملل (1776)

از تجارت بین‌المللی و مزیت نسبی به تفصیل سخن به میان نمی‌آورد. به نظر اسمیت،

تقسیم كار و تخصص، مهمترین عامل رشد اقتصاد كشورهاست و نفع هر كشور در آن

است كه كالاهایی را كه هزینه تولید آنها در خارج كمتر است از كشورهای دیگر

 خریداری كند. اگر كشوری بتواند همه محصولات موردنیاز خود را به قیمت ارزان در

 داخل تولید كند از دادو ستد با سیار كشورها و از بازرگانی بین‌المللی سودی نخواهد

برد.



بعداً دیوید ریكاردو این دیدگاه را اصلاح كرد و مقوله‌ای را كه به "مزیت نسبی"

معروف شده مطرح كرد. منظور دیوید ریكاردو آن بود كه عوامل بازار، منابع كشور را

 به صنایعی سوق میدهند كه كشور در آنها بیشترین بهره‌وری نسبی را داشته باشد. بعنی

كشور ممكن است كالایی را وارد كند كه خودش میتواند با هزینه كم تولید كند، ولی در

 تولید كالای دیگری بهره‌ورتر باشد.


در تئوری ریكاردو، تجارت، مبتنی بر تفاوت بهره‌‌وری نیروی كار در كشورهای

مختلف بود. وی این موضوع را به تفاوتهای تشریح نشده در فضای حاكم بر كشورهای

 مختلف در زمینه صنایع گوناگون ارتباط میداد. ریكاردو مسیر درستی را انتخاب كرده

بود ولی مفروضاتش به صنایع متكی بر منابع، كه عمدتاً از كارگر ساده و نیمه‌ماهر

 استفاده می‌كردند (و در قرنهای هیجدهم و نوزدهم اهمیت اصلی را داشتند) مربوط می‌شد.



وجه غالب در تئوری "مزیت نسبی" مبتنی بر مطالعات هكشرو اوهلین و این فرض

است كه ملل مختلف از تكنولوژی معادلی برخوردارند و تفاوت آنها از فراوانی عوامل

 تولید، از قبیل زمین، نیروی كار، منابع طبیعی و سرمایه، ناشی میشود. این عوامل

 داده‌های اولیه برای تولید هستند. كشورها مزیت نسبی متكی بر منابع را در صنایعی به

 دست می‌آورند كه در آنها از منابعی كه در آن كشورها فراوان است بیشترین استفاده

 را به عمل می‌آورند. آنها این كالاها را صادر میكنند و كالاهایی را كه در آنها مزیت

نسبی ندارند وارد میكنند. برای مثال، كشورهای برخوردار از نیروی كار فراوان و

 ارزان، مثل كره جنوبی، كالاهای كاربر از قبیل تجهیزات الكترونیكی را صادر می‌كنند

 و كشورهای برخوردار از منابع اولیة فراوان و زمینهای گسترده قابل كشت،

 محصولات مبتنی بر آنها را صادر می‌كنند. سوئد در صنعت فولاد بدین دلیل پیشرفته

است كه ذخایر قابل توجهی با كمترین ناخالصی دارد و همین موجب میشود كه محصول

 مرغوب تولید كند.



در این تئوری مزیت نسبی، مواردی از قبیل صرفه مقیاس، تفاوت تكنولوژی در نقاط

 مختلف و تمایز بین محصولات در همه جا ثابت فرض شده است و جابجایی نیروی

انسانی ماهر و سرمایه نیز نادیده انگاشته شده است. به بیان دیگر، تئوری مزیت نسبتی

 كه در عصر انقلاب صنعتی كارایی داشت، امروه كه بسیاری از صنایع دانش‌بر شده‌اند

 مستلزم بازنگری است. امروزه صرفه مقیاس، تمایز محصولات، خواستهای مشتری و

 تفاوت آن در كشورهای مختلف، تغییرات مدام تكنولوژی، و كاربرد گسترده

تكنولوژیهای نوین، از قبیل میكروالكترونیك، مواد پیشرفته و سیستمهای اطلاعاتی

 موجب كاهش اهمیت عوامل سنتی تولید شده است. رقابت در بسیاری از صنایع به

 صورت بین‌المللی درآمده است. این رقابت نه فقط در تولید كارخانه‌ای بلكه به طور

 روزافزون در بخش خدمات مشاهده میشود. جهانی شدن تولید موجب شده كه مواد

 اولیه، ماشین‌آلات و بسیاری از خدمات مرتبط در سطح بین‌المللی در دسترس باشد.

 جابجایی نیروی انسانی و سرمایه نیز مشكل كمبود آنها را در بسیاری از كشورها از

 بین برده است. امروزه كاربرد عوامل ( ونه صرفاً امكان دسترسی به آنها) نقش

تعیین‌كننده در موقعیت رقابتی دارد.


جهانی شدن صنایع و بین‌المللی شدن شركتها ما را با این پرسش روبرو می‌سازد كه آیا

 نقش كشورها در موفقیت بین‌المللی شركتها كاهش یافته است یا اهمیت پیدا كرده است

. در نظر اول احساس میشود كه شركتها مرزهای ملی را پشت سر گذاشته‌اند، ولی

تعمق بیشتر نشان میدهد كه شركتهایی كه مركز رشد آنها در كشورهایی است كه "مزیت

 رقابتی" ایجاد میكنند به صورت موفقیت‌آمیزی نقش پیشرو در رشتة صنعتی خاص پیدا

 می‌كنند.



"مزیت رقابتی" از طریق فرایند محلی پیچیده‌ای ایجاد میشود. تفاوت در ساختار اقتصاد

 ملی، فرهنگ، ارزشها، نهادها و تاریخ كشوها در رقابت‌پذیری بنگاهها تاثیر دارد و

 كشوری كه بتواند از این عوامل در توسعه نقش بنگاههای خود استفاده موثر كند

شرایطی را فراهم می‌آورد كه نقش بنگاههای اقتصادی آن در اقتصاد بین‌المللی افزایش

یابد. تلاشهای گسترده‌ای برای كمی كردن مقوله رقابت‌پذیری ملی به عمل آمده است.

 یكی از این تلاشها توسط گردهمایی اقتصادی جهانی در سویس انجام شده است كه

 گزارش سالانه‌ای در زمینه رقابت‌پذیری كشورها ارائه می‌دهد.



ارسال توسط سید احمد شتابان
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

كد موزیك بی کلام